آغاز مردن !

به آرامی آغاز به مردن می کنی...

اگر سفر نکنی، اگر چیزی نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر از خودت قدردانی نکنی.


به آرامی آغاز به مردن میکنی...

زمانیکه خودباوری را در خودت بکشی،

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.


به آرامی آغاز به مردن میکنی...

اگر برده عادات خود شوی،اگرهمیشه از یک راه تکراری بروی.اگر روز مرگی را تغییر ندهی

اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی،یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی


تو به آرامی آغاز به مردن میکنی...

اگر از شور و حرارت،از احساسات سرکش،و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا میدارندو ضربان قلبت را تندترمی کنند،دوری کنی...

تو به آرامی آغاز به مردن میکنیاگر هنگامی که با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آنرا عوض نکنی اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی اگر ورای رویاها نروی، اگر به خودت اجازه ندهی که حداقل یکبار در تمام زندگیت ورای مصلحت اندیشی بروی....

نگذار که به آرامی بمیری...

تو تویی...

تو دوست داشتنی هستی اگر ...
دردهایت تو را از دیدن دردهای دیگران کور نکرده باشد.

تو زنده هستی اگر...
امید های فردا برایت بیشتر از مشکلات دیروز اهمیت داشته باشد.

تو با شرافت هستی اگر...
آبروی دیگران را مانند آبروی خودت محترم بدانی.

تو آزاد هستی اکر...
تو خودت را کنترل کنی نه دیگران را...

تو بخشنده هستی اگر...
بتوانی به همان زیبایی که می گیری به دیگران ببخشی.

تو مهربان هستی اگر...
وقتی دیگران مرتکب اشتباهی میشوند که تو هم در خد سراغ داری آن ها را ببخشی.

تو شاد هستی اگر...
گلی را ببینی و بخاطر این زیبایی خدا را شکر کنی.

تو زیبا هستی اگر...
احتیاج به آینه نداشته باشی تا این را به تو بگوید

تو ثروتمند هستی اگر...
هیچگاه بیشتر از آنچه داری نیاز نداشته باش.

دسته بندی آدم ها

دسته اول:

آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند عمده آدم ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن هاست که قابل فهم میشوند بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.


دسته دوم:

آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی نیستند هم نیستند مردگانی متحرک در جهان.

خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند. بی شخصیت و بی اعتبار هرگز به چشم نمی آیند مرده و زنده شان یکی است 


دسته سوم:

آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند. آدم های معتبر و باشخصیت.

کسانی که در بودشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش قائلیم.


دسته چهارم:

آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند. شگفت انگیزترین آدم ها.

در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمی توانیم حضورشان را دریابیم اما وقتی از پیش ما می روند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم . باز می شناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند.

ما همیشه عاشق این آدم ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می گیریم قفل بر زبانمان می زنند. اختیار از ما سلب می شود. سکوت می کنیم و غرقه در حضور آنان مست می شویم و درست در زمانی که میروند یادمان می آید که چه حرف ها داشتیم و نگفتیم و شاید این ها در زندگی هرکدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

نباید ها در اولین ملاقات ها

سعی نکنید که خود را طوری دیگر جلوه دهید. اگر شما گوشت می خورید اما او یک گیاه خوار است، دروغ نگویید. اگر کسی هستید که حداقل روزی دو پاکت سیگار می کشید اما او به آن لب هم نمی زند، به او حقیقت را بگویید. ماه هیچوقت پشت ابر نمی ماند، پس بهتر است خودتان همه حقایق را همان اول به او گویید.


سعی نکنید که آنچه راجع به او فکر می کنید را برملا کنید. اگر به نظرتان خیلی دهاتی و بد تیپ آمد آن را همان موقع بر زبان نیاورید. باز به او فرصت دهید که خود را نشان دهد. اگر برای ابراز نظرتان در مورد او عجله کنید، مطمئناً بعد پشیمان خواهید شد. زیرا ممکن است همین شخص تبدیل به مرد یا زن زندگیتان شود.


اگر می خواهید باز او را ملاقات  کنید، بگویید که وقت خوبی را با او گذرانده اید و اینکه چقدر زمان زود می گذرد. بله، می توانید آنشب به او شب به خیر بگویید ولی برای گذاشتن قرار ملاقات بعدی خیلی تلاش نکنید. بگذارید پیشنهاد از طرف مقابل باشد.


مهمترین نکته این که: سعی کنید قرار ملاقاتی  بی خطر داشته باشید. حواستان باشد که امنیتتان را به خطر نیندازید. اینکه دوست رئیس پسرخاله تان او را به شما معرفی کرده، دلیل نمی شود که فرد سالمی باشد و شما او را به منزل دعوت کنید. در ضمن اگر صمیمیتتان را کم کم جلو ببرید، همیشه چیزی باقی می ماند که قرار ملاقات های آینده به خاطر آن گذاشته شود.

__________________________________________________

پ.ن : یه مشکلی پیش اومده بود که خوشبختانه به خیر گذشت.

یه خبر بد...

سلام...

دوستای عزیزم با عرض معذرت من چند روزی نمیتونم نت بیام -نظراتتون رو بخونم و به وبلاگ هاتون سر بزنم .


4 روش برای ابراز صمیمیت

شیوه 1# صادقانه در کنار هم بنشینید و در مورد موضوعات مختلفی که هر یک دوست دارد در مورد آن کمی آشکار تر صحبت کند، مانند: احساسات، افکار، ترس ها و غیره با هم به گفتگو بپردازید. اگر می خواهید در نهایت به نتیجه دلخواه برسید، هر دو طرف باید در بحث شرکت فعال داشته باشند.

 

شیوه 2# به هم قول بدهید که دیگر از این به بعد زمانیکه می خواستید در مورد مسائل مختلف صحبت کنید هیچ یک از طرفین قضاوت نسنجیده ای در مورد طرف مقابل از خود ابراز نکند. به عبارت دیگر هیچ کس حق ندارد به دیگری بگوید که احساسات و ترس های تو در مورد مسائل مختلف مزخرف و احمقانه است. بلکه با روی خوش باید آنها را بپذیرد. اگر شما دائما بخواهید شریکتان را قضاوت کنید، آنوفقت طرف مقابل سرخورده شده و ترجیح می دهد که احساساتش را با شما در میان نگذارد و نهایتا به هیچ کجا نمی رسید و در همان موقعیت اولیه باقی خواهید ماند.

 

شیوه 3#  فکر می کنم آسان ترین جایی که می توان بحث را شروع کرد، صحبت کردن در مورد آمال و آرزوهای ذهنی است. شما صحبت کردن با هر کسی را می توانید با بیان آرزوهایتان شروع کنید، فقط کافی است جایی را برای شروع پیدا کنید. دقت داشته باشید که این امر نیازمند گذشت زمان و اندکی تلاش می باشد، پس دست به دست هم دهید و یکدیگر را آماده کنید. گاهی اوقات اتفاق می افتد که شریکتان ساکت می ماند و ترجیح می دهد که چیزی به زبان نیاورد، اما شما صبور باشید، موقعیت هایی هستند که در آن افراد ترجیح می دهند در مورد موضوع مشخصی در آن زمان مشخص، صحبت نکنند اما با گذشت زمان خودشان با روی باز از قضیه استقبال کرده و در مورد آن با شما به گفتگو می نشینند.

 

شیوه 4# در عین حال باید همیشه به خاطر داشته باشید که ما احساسات خود را تنها با کسانی در میان می گذاریم که ما را احمق تصور نمی کنند و در حین گفتگو، احساس آرامش به ما می دهند. برای صحبت کردن، باید محیطآرامی را به وجود آورید که شریکتان در آن احساس راحتی کند و بدون هیچ محدودیتی بتواند به احساسات شما گوش دهد و عواطف خودش را نیز با شما در میان بگذارد و در عین حال از انجام چنین کاری لذت ببرد. مراقب رفتار و حرکات دست و بدن خود باشید! به راحتی می توانید دریافت که چه زمان طرف مقابل به شما گوش نمی دهد و به احساساتتان توجهی ندارد.

__________________________________________________________

پ . ن : ببخشید چند روز نظراتتون دیر تایید شد و نتونستم به وبلاگ هاتون سر بزنم .

Don't count the years - count the memories!

گاهي در زندگي دلتان به قدري براي كسي تنگ مي شود كه مي خواهيد او را از روياهايتان بيرون بياوريد و در آغوش بگيريد!


وقتي در شادي بسته مي شود، در ديگري باز مي شود. ولي معمولاً آنقدر به در بسته شده خيره مي مانيم كه دري كه برايمان باز شده را نمي بينيم.


به دنبال ظواهر نرو؛ شايد فريب بخوري.

به دنبال ثروت نرو؛ اين هم ماندني نيست.

به دنبال كسي باش كه به لبانت لبخند بنشاند.

چون فقط يك لبخند مي تواند شب سياه را نوراني كند.

كسي را پيدا كن كه دلت را بخنداند.


هرچه ميخواهي آرزو كن؛

هرجايي كه ميخواهي برو؛

هر چه كه ميخواهي باش؛

چون فقط يك بار زندگي مي كني و براي انجام آنچه ميخواهي فقط يك شانس داري.


خوب است كه آنقدر شادي داشته باشي كه دوست داشتني باشي

آنقدر ورزش كني كه نيرومند باشي

آنقدر غم داشته باشي كه انسان باقي بماني

و آنقدر اميد داشته باشي كه شادمان باشي


شاد ترين مردم لزوماً بهترين چيزها را ندارند؛ بلكه از هر چه سر راهشان قرار ميگيرد بهترين استفاده را مي كنند


هميشه بهترين آينده بر پايه گذشته اي فراموش شده بنا مي شود؛

تا غمها و اشتباهات گذشته را رها نكني نميتواني در زندگي پيشرفت كني


وقتي كه به دنيا آمدي تو گريه مي كردي و اطرافيانت لبخند به لب داشتند.

آن گونه باش كه در پايان زندگي تو لبخند بزني و اطرافيانت گريه كنند.