تفاوت مردان و زنان : استرس و میزان افسردگی

در شرایط استرس زا میزان ترشح دو هورمون اپی نفرین و کورتیزول در زنان و مردان یکسان میباشد، اما میزان ترشح هورمون اکسی توسین در زنان بسیار بیشتر از مردان است. انسانهایی که سطح هورمون اکسی توسین در بدن آنها بالاست آرام تر، آسوده خاطر تر و اجتماعی تر بوده و کمتر مضطرب میباشند

بنابراین زنان بهتر از مردان با استرس کنار می آیند. پاسخ به استرس در مردان از نوع "جنگ یا گریز" و در زنان از نوع "مراقبت (از فرزندان) ، معاشرت  و مصالحه" میباشد. 


از آنجایی که اعتماد بنفس در مردان از کفایت در عملکرد (موفقیت شغلی، برتری در رقابت ها و چالش ها، انجام وظایف) و در زنان از کفایت در روابط (ایجاد و حفظ آنها) نشات میگیرد، زنان معمولا هنگامی که خود را قربانی روابط کرده و نیازهای خود را نادیده میگیرند، و مردان زمانی که دستیابی به موفقیت و برتری را به هر قیمتی می پذیرند، دچار استرس میشوند.

شکست و ناکامی در روابط برای زنان، و شکست و ناکامی در عملکرد برای مردان از بزرگترین عوامل استرس زا در میان دو جنس میباشند. بنابراین زنان با ایجاد ارتباط کلامی و احساسی و مردان با خلوت گزینی و سرگرم کردن خود با فعالیتهای انحرافی با استرس کنار می آیند.

از آنجایی که مردان باید استوار و قوی باشند مشکلات خود را انکار میکنند. مردان افسردگی خود را بیشتر با بیان علایم جسمی افسردگی (نظیر سردرد) به اطلاع دیگران میرسانند تا با بیان احساسات خود.

مردان علایم بارز افسردگی را کمتر بروز میدهند (گریستن، اندوه، از دست دادن علاقه به فعالیتهایی که در گذشته لذت بخش بوده اند). اما در مقابل  تحریک پذیر تر و پرخاشگر تر می گردند. 

از آنجایی که مردان در بیان آزادانه احساسات خود ناتوانند، با انجام فعالیت بیشتر با اندوه مقابله میکنند. اضافه کاری میکنند و یا زیاد به سفرهای کاری میروند. و یا به رفتارهای مخاطره آمیزی می پردازند

مردان در برابر فوت عزیزانخود تمایل به احیاء، ترمیم، بازسازی (روابط و شرایط) و بازگشت هر چه سریعتر به وضعیت عادی را از خود بروز میدهند. اما زنان تمایل دارند بروی فرد از دست رفته و احساسات جاری خود تمرکز کنند.

زنان اندوه و سوگ خود را ابراز و آن را با دیگران تسهیم میکنند و به گذشته مینگرند. اما مردان دردهای خود را به زبان نیاورده و معمولا اندوه خود را انکار میکنند. مردان اشکهای خود را پنهان میکنند و خشم را جایگزین اندوه میکنند. مردان از گریه کردن شرم دارند، بنابراین با احساس خشم جلوی گریستن خود را میگیرند. زنان بالعکس ازاینکه ابراز خشم کنند احساس شرم میکنند بنابراین به گریه متوسل میشوند.

چنانچه میخواهید مردان را به صحبت کردن وادار کنید، آنها را در فعالیتی درگیر سازید. مثلا اگر شوهرتان از موضوعی اندوهگین است و به ماهیگیری نیز علاقمند است با وی به ماهیگیری بروید و خواهید دید که چگونه به حرف می آید.

صحبت کردن و ابراز احساسات برای مردان دشوار است، چراکه در سرشت و ماهیت مردان نیست که از دیگران طلب کمک و یاری کنند. مردان تنها هنگامی که به نقطه بحران میرسند تقاضای کمک میکنند.

معمولا اندوه خود را بطور فیزیکی و نه احساسی تجربه میکنند.برای مثال چنانچه مردی حیوان خانگی خود را از دست بدهد جای گریستن و صحبت کردن درباره حیوان خانگی خود با دیگران (مانند زنان)، شروع به حفر زمین برای دفن حیوان میکند. و یا به یادگار یک گیاه را در محل دفن حیوان میکارد. و یا شعری را در وصف حیوان محبوب خود میسراید. مرد با این کارها هم حس کفایت خود را حفظ میکند و هم از اندوه می گریزد.

 مردان نیز مانند زنان می گریند اما بیشتر در خلوت خود.

از همتون معذرت میخوام.

سلام

جدیدا یه احمقی پیدا شده که با اسم من میاد و توی وبلاگ دوستام و لینکام هرچی از دهنش در میاد مینویسه

نمیدونم چه دشمنی ای با من داره ولی اگه بفهمم کیه میدونم باهاش چی کار کنم

از همتون معذرت میخوام .

8 اتیکت اخلاقی برای مهمانی رفتن

1. هیچگاه میزبان و سایر میهمانان او را نادیده نگیرید.

گاهی پیش می آید که میزبان از دو دوست در یک زمان دعوت به عمل می آورد که معمولاً این دو نفر که بسیار با هم صمیمی هستند، حرف های زیادی برای گفتن به یکدیگر دارند. از اینرو، در میهمانی خودشان به کناری نشسته و مشغول صحبت کردن و گپ زدن می شوند و سایر میهمانان و میزبان را فراموش می کنند. در چنین موقعیت هایی میزبان احساس خواهد کرد که فقط نقش گارسن این دو نفر را دارد. 

2. از زمزمه کردن و در گوشی حرف زدن خودداری کنید.

 این عمل زشت که معمولاً توسط بچه ها انجام می شود، واقعاً خارج از ادب است. متاسفانه برخی زن و شوهرها عادت دارند که در جمع و میهمانی صحبت هایی را هر چند کم به صورت زمزمه وار بین خودشان رد و بدل کنند. گرچه این حرفها ممکن است واقعاً درمورد مزه ی بد سوپ یا اضافه وزن میزبانشان نباشد، اما باز هم کاری نادرست و بی ادبانه است.

3. نظرات پرخاشگرانه و توهین کننده درمورد بچه ی میزبانتان را برای خودتان نگاه دارید (حتی اگر حقشان باشد).

 بعنوان پدر یا مادر، ممکن است گاهی کارهای فرزندانمان را غیر قابل تحمل بدانیم و از دست آنها عصبانی شویم  و بخواهیم رفتاری که با فرزندان خودمان داریم، با فرزندان صاحبخانه و میزبان نیز انجام دهیم. اما بهتر است بدانید که معمولاً مردم با کسانی بیشتر رفت و آمد می کنند و صمیمی می شوند که با همه ی اعضاء خانواده ی آنها مودب هستند و خوشرفتاری می کنند.

 4. هیچوقت از دستپخت میزبان ایراد نگیرید.

 در واقع چاپلوسی کردن و تملق در مورد دستپخت صاحبخانه همیشه تاثیر مثبت دارد و کارساز است.  

5. هیچوقت طوری وانمود نکنید که بی صبرانه قصد رفتن دارید، حتی اگر کودکانتان نیز بهانه گیری کنند.

 بعضی افراد همیشه در عجله هستند. به میهمانی تولد یکی از آشنایان که می روند، تند و تند غذایشان را می خورند، چایی را پشت آن می نوشند و بی صبرانه عزم رفتن می کنند. این واقعاً نشان بی نزاکتی است و مطمئناً به صاحبخانه بر می خورد. اگر شما میزبانید، همیشه باید برنامه ای داشته باشید که این افراد عجله ای و کم طاقت را نیز سر ذوق بیاور. غذا را زود سرو کنید و برای میهمانانتان سرگرمی های ویژه مهیا کنید تا حوصله شان سر نرود.

6. سؤالهای خصوصی بی مورد نپرسید (مثلاً جزئیات مربوط به درآمد صاحبخانه).

 پرسیدن سؤالات بی مورد گاهی ممکن است باعث رنجش میزبان شود و گاهی ممکن است او دوست نداشته باشد اطلاعات زیادی در مورد خود و خانواده اش در اختیار همه قرار دهد. پس از این به بعد وقتی مهمان خانواده ای بودید که هفت، هشت تا بچه داشت، دیگر سوال نکنید که "باز هم بچه می خواهید؟"

7. قدردانی از دعوت و زحمت میزبانانتان فراموشتان نشود.

 درست است که میزبان معمولاً تعارفات زیادی می کند، ولی بدانید که برای دعوت شما متحمل وقت  و هزینه زیادی شده است. هرچند با رضای قلبی آنها بوده باشد، اما شما نیز باید به عنوان میهمان وظیفه ی خود را تشکر از زحمات میزبان است، به خوبی انجام دهید.

8. تشکر نکردن نشانه ی بی ادبی است.

 تشکر به صورتهای مختلفی انجام می گیرد: نوشتاری، گفتاری، و یا حتی اهداء یک هدیه کوچک وقتی به خانه ی کسی می روید. تشکر کردن از میزبان به خاطر دعوتش جزء مهم میهمانی رفتن و نشانگر شخصیت شماست. این کار شما باعث می شود که میزبان روحیه ی بهتری هم برای پذیرایی از شما پیدا کند.

 

بدانید که هیچ چیز با تصادف و شانس صورت نمی گیرد. انجام هر کاری نیازمند تمرین

و دقت فراوان است. برای اینکه بدانید در موقعیت های مختلف باید چگونه رفتار کنید،

میتوانید هم از دیگران کمک بگیرید و هم رفتار بزرگان را مطالعه کنید. اگر بتوانید این

تفکرات را به اعضاء خانوادهتان نیز منتقل کنید، مطمئن باشید که همه ی دوستان و آشنایان

از دعوت کردن شما به خانه شان به عنوان مهمان لذت خواهند برد .

_________________________________

پ.ن : یک بی شعوری جدیدا اومده وبلاگم منو تهدید کرده 

آهای دیوونه ای که داری این کارو میکنی بیا ببینم چه غلطی میخوای بکنی 

تو خودت مثل سگ میترسی منو تهدید میکنی 

ببینم میخوای چه غلطی بکنی مثلا آقای بی عرضه که خودت رو به اصطلاح هکر معرفی کردی !