«پا می دی واسه فلج می خوام»، «پا می دی واست کفش بخرم»، «تفنگو بده خرس بزنیم»، «مداد نوکی رو ببین». متلک ها ممکن است رکیک باشد، ممکن است ایرادی از ظاهرت باشد یا نه کنایه های خیلی تمیز که تعریف از ظاهر و وجنات و کمالاتت است. به هر حال دختران باید به خاطر هر خصوصیتی که دارند، متلک بشنوند، دختر چاق یکجور، دختر لاغر یک جور، دخترها با مانتوی کوتاه یک نوع متلک می شنوند و با مانتوی بلند هم جور دیگر.

 مثلا پسری اگر چاق باشد، کسی به او نمی گوید: «بادکنک، نختو بگیرم نری هوا؟». در صورتی که این متلک، متلک رایجی است که خیلی از دختران چاق می گویند به آنها در خیابان نسبت داده می شود.

 

یا مثلا جمله «دماغت ماستیه» متلکی است که دخترهایی که دماغشان را سربالا عمل کرده اند می شنوند. کمتر پسری تا به حال به خاطر لنگ زدنش در خیابان و از سوی آدم های غریبه متلک شنیده است، اما بعضی از دخترهایی که پایشان مشکل دارد می گویند پسرها به خاطر این مشکل مسخره شان کرده اند و متلک انداخته اند.

 

متلک، فرهنگی که با ما عجین شد!

این فرهنگی است که طی سال ها با خوی بعضی از مردم جامعه عجین شده است. فرهنگ مسخره کردن، متلک انداختن و زیر ذره بین گذاشتن افرادی که نمی شناسیم. شاید هم راحت ترین جرمی که می شود در ایران مرتکب شد، همین باشد: «متلک انداختن به زنان عابر». جرمی که نه مجرمان از «جرم» بودنش اطلاع چندانی دارند و نه قربانی. زنان عابر با وجود ناراحتی از این مزاحمت ها، حتی نمی دانند این پدیده «متلک انداختن» در قانون ما جرم محسوب می شودو متلک اندازها هم با خیال راحت از اینکه کسی آنها را شماتت نمی کند و دنبال ماجرا را نمی گیرد، با آزار دادن دیگران تفریح می کنند.

مهر اوه دختری چادری و دانشجو است. او می گوید: «من دختری هستم که نسبتا چاقم و با وجودی که چادر سرم می کنم این چاقی مشخص است. گاهی می شود که وقتی از مقابل دسته ای از پسران رد می شوم به من متلک های ناجور می گویند و چاقی ام را به رخم می کشند.» از او می پرسیم مثلا چه متلک هایی می گویند؟ چندتایش را که یادم می آید اینها بوده: «کیسه بوکسو ببینین» یا «تفنگو بده خرس بزنیم» یا «کو اون تفنگ فیل کش من».

متلک فقط برای نوع پوشش نیست

وقتی از زنان چاق می پرسیم تا به حال در خیابان به شما متلک انداخته اند، یک قطار جمله ردیف می کنند: «تو چرا راه میری؟ باید قل بخوری»، «کدو قل قل زن تو ندیدی پیرزن؟»، «فرار کنید... غولا حمله کردن!»، «خانم یواش راه برو، زمینداره می لرزه»، «تانک وارد می شود». این متلکها و ده ها متلک دیگر که بعضی از آنها را حتی نمی شود به زبان آورد جملاتی هستند که شاید خنده دار به نظر بیایند، اما برای کسانی که مورد حمله و تمسخر دیگران با این جملات قرار می گیرند اصلا خنده دار نیست و البته پیکان این تیکه و کنایه ها به سمت «زنان چاق» است و نه مردان چاق. چون مردها، چاق بودنشان نه خیلی زیاد به چشم دیگران بد جلوه می کند و نه خودشان دغدغه چاقی و شکم جلو آمده شان را دارند.

 

البته فکر نکنید که دخترهای لاغر از این قاعده مستثنا هستند. آنها هم متلکهایی می شنوند از این قبیل که: «مداد نوکی» و ...

به سراغ جامعه مردان می رویم تا ببینیم پسران و مردان از گفتن این به اصطلاح «متلک»ها چه انگیزه ای دارند؟

پسرها با این کار به دنبال قدرت و تاییدطلبی هم سن و سال هایشان هستندکه مثلا طرف چقدر با جربزه ست که به فلان دختر چنین حرفی زد. که کاملا مشخص است که این کار فقط شخصیت پایین آنها را نشان میدهد ولی متاسفانه به عنوان یک فرهنگ غلط در بین جوانان نفوذ کرده!

فرهنگ مسخره کردن از دبیرستان باب می شود

یکی از پسرهای دانشجو می گوید که این نوع رفتارها ریشه در دوران دبیرستان دارد: پسرها در دوره دبیرستان از هم سن و سال هایشان یاد می گیرندکه باید اینطور رفتار کنند تا مقبول جمع باشند.

10 درصد دنبال تفریح هستند و بقیه دنبال برقراری ارتباط با دخترها هستند، برای همین گاهی هم اگر دختر جواب ندهدو یا بی تفاوت رد شود، ممکن است به او حرف بدی بزنند.

او معتقد است که متلک انداختن درجامعه ما تبدیل به یک جور عرف شده: «خودمن وقتی از کنار دبیرستان دخترانه رد می شوم، بارها شده که دخترهای دبیرستانی بهم متلک انداخته اند.»